فیلسوفان و عشق

ارسطو دوستی را چگونه با زندگی خوب پیوند می‌داد؟

تندیس ارسطو یا دست‌نوشته فلسفی

ارسطو دوستی را موضوعی فرعی در کنار زندگی خوب نمی‌دانست. در کتاب‌های هشتم و نهم «اخلاق نیکوماخوس» توضیح می‌دهد که انسان‌ها به سبب سود، لذت یا منش نیکِ یکدیگر پیوند می‌گیرند. پیوندی که در آن هر دو خیر دیگری را برای خودِ او می‌خواهند، نزد او جایگاه ویژه‌ای دارد. واژهٔ یونانی «فیلیا» دامنه‌ای گسترده‌تر از «رفاقت» امروزی دارد و رابطه‌های خانوادگی را هم در بر می‌گیرد؛ بنابراین نباید آن را بی‌دقت با عشق رمانتیک امروز یکی کرد.

سه دلیل برای نزدیک‌شدن

گاه دو نفر به هم کمک می‌کنند و از این سود مشترک رابطه‌ای شکل می‌گیرد. گاه همراهی با دیگری خوشایند است. گاه هم فرد منش و کردار دیگری را ارج می‌نهد و خیر او را می‌خواهد. ارسطو سود و لذت را بی‌ارزش نمی‌خواند؛ می‌گوید پیوندی که تنها بر یکی از آنها استوار است، با تغییر سود یا لذت آسان‌تر دگرگون می‌شود. مدخل اخلاق ارسطو در دانشنامهٔ فلسفهٔ استنفورد این سه مبنا و نسبت دوستی با فضیلت را توضیح می‌دهد.

مبنای پیوند نمونهٔ ساده پرسش دربارهٔ دوام
سود همکاری که به هم کمک می‌کنند اگر منفعت عوض شود چه می‌ماند؟
لذت همراهی خوشایند در یک فعالیت اگر سلیقه تغییر کند چه می‌ماند؟
منش و خیرخواهی احترام به کردار و خیر دیگری آیا هر دو برای رشد رابطه وقت می‌گذارند؟

این جدول رتبه‌بندی آدم‌ها نیست. رابطهٔ انسانی معمولاً ترکیبی از سود، لذت، اعتماد و خیرخواهی است. ارسطو نیز می‌پذیرد دوستی خوب می‌تواند لذت و منفعت هم داشته باشد. مسئله این است که پیوند به چه چیزی وابسته مانده و دو طرف یکدیگر را چگونه می‌بینند.

نسبت این بحث با عشق امروز چیست؟

می‌توان از ارسطو پرسشی به زمان خود آورد: آیا دیگری را فقط به‌خاطر احساسی که در ما ایجاد می‌کند می‌خواهیم، یا به زندگی و انتخاب‌های خود او نیز اهمیت می‌دهیم؟ مدخل فلسفی دوستی نشان می‌دهد نسبت دوستی و عشق رمانتیک محل بحث است؛ یکی را نمی‌توان به‌سادگی جای دیگری گذاشت. مقالهٔ افلاطون و عشق راهی دیگر برای دیدن تاریخ فلسفهٔ عشق است؛ افلاطون و ارسطو یک پاسخ واحد ندارند.

ارسطو دربارهٔ جامعه‌ای با ساختارهای نابرابر می‌نوشت. نباید تمام توصیف‌های او از خانواده و جنسیت را بی‌نقد به رابطهٔ امروز منتقل کرد. ارزش خواندنش در این است که لذت و نیاز شخصی را از خیرخواهی نسبت به دیگری جدا کنیم. پرسش صداقت در رابطه نمونه‌ای امروزی است: آیا حقیقت را برای آسایش خود می‌گوییم یا با توجه به حق و آسیب‌پذیری دیگری؟

اگر بخواهید این ایده را به گفت‌وگوی خود ببرید، از شریک یا دوستتان نپرسید «دوستی ما از کدام نوع است؟»؛ بپرسید در روزهای بی‌فایده یا سخت چگونه از هم حمایت می‌کنیم. پاسخ واقعی در رفتار و زمان روشن می‌شود، نه در برچسب‌زدن سریع به رابطه.

از دفترهای مجله عشق

همه نوشته‌ها
فیلسوفان و عشق

افلاطون درباره عشق چه می‌گوید؟

از نگاه افلاطون، عشق (اروس) میلی است که از کمبود برمی‌خیزد: ما به چیزی عشق می‌ورزیم که زیباست و آن را نداریم، و در نهایت می‌خواهیم نیکی برای همیشه از آنِ ما باشد. این میل معمولاً با دیدن…

۱۷ دقیقه مطالعه

گفت‌وگو دربارهٔ این مطلب

دیدگاه‌ها

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها…

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه‌ها پس از بررسی منتشر می‌شوند. نام و متن شما پس از تأیید برای دیگران نمایش داده خواهد شد.